يكي از ويژگيهاي انسان، شناخت و معرفت است كه او را از حيوانات متمايز ميكند و بواسطه آن حركت ميكند. عنصر بصيرت كه حاصل شناخت و تفكر است از مهمترين صفات و شرايط براي حضور در عرصههاي سياسي و اجتماعي است و سعادت انسان و جامعه در گرو بصيرت و خردمندي است تا در حوادث و پيچيدگيهاي زندگي اجتماعي و سياسي گم نشود و فريب نخورد. آگاهی و بصيرت در سرنوشت انسان تأثيرات فراواني دارد. فعال سياسي به سه نوع شناخت براي حضور در عرصههاي سياسي و اجتماعي نيازمند است كه عبارتند از: حق شناسي؛ باطل شناسي؛ و راه شناسي. قرآن كريم به هر سه نوع شناخت و بصيرت اشاره كرده است.
سؤال:
امام در غيبت كبرى چه مسؤوليت هائى را بر عهده دارند؟ و به چه كارها و اعمالى اشتغال دارند؟ و اين عمر طولانى را در چه شغل و عملى مى گذرانند؟ و در برابر جوامع و افراد و شيعيان، چه برنامه اى را اجرا مى نمايند؟
جواب:
در غيبت كبرى كارها و مشاغل و مسؤوليت هاى امام بسيار حسّاس و مهم است و اگر چه تصرف و بسط يد و حكومت ظاهرى بر اوضاع ندارند و رتق و فتق امور را ديگران در اختيار گرفته و نظام حكم و اداره را به خود اختصاص داده و بندگان خدا را استضعاف و استعباد مى كنند، مع ذلك امام ناظر بر اوضاع مى باشند و عنايت هائى دارند و تصرفاتى مى نمايند.
و بالجمله شؤون امامت و رهبرى و زعامت را در حدود امكان متصدى شده و وظايف خود را به نحو احسن و اكمل انجام مى دهند; خلاصه، عمر طولانى ايشان در اطاعت خدا مى گذرد، هم تكاليف فردى خويش را انجام مى دهند و هم بر حسب حكايات متواتر، تكاليف اجتماعى را، آنچه مقتضى و مصلحت باشد، انجام مى دهند; مانند هدايت اشخاص، يارى دادن مؤمنين بر مخالفين در بحث و احتجاج، حل مسائل مشكل، نصيحت و موعظه افراد، شفاى امراض، هدايت گم شدگان و رساندن آنها به مقصد، تعليم ادعيه، كمك مالى به نيازمندان، فريادرسى گرفتاران و درماندگان و زندانيان، يارى بيچارگان، كه بيشتر اين اعمال در ضمن ظهور معجزات، از آن حضرت صادر شده است.

جو حاكم در دوران حكومتهاى بنى اميه و بنى عباس و نظير آنها سبب گرديد كه بسيارى از حقايق اسلامى به دست فراموشى سپرده شود و در ميان مسلمانان ترويج نشود و در مقابل بسيارى از چيزها كه در مسير سياست آنها قرار مى گرفت به وجود آمد و تبليغ شد. نظير مساله جبر، خلق قرآن و امثال آنها.
جلال الدين عبدالرحمان سيوطى (1) در حالات «يزيدبن عبدالملك بن مروان » كه بعد از «عمر بن عبدالعزيز» به حكومت رسيد مى نويسد:
او چون خلافت را به دست گرفت، گفت: مانند عمربن عبدالعزيز رفتار كنيد، اطرافيان او چهل نفر شيخ (عالم دربارى) را پيش او حاضر كردند و همه آنها شهادت دادند كه بر خلفا حساب و عذابى نيست! و او بعد از چهل روز از خلافتش (از عدالت و تقوا به ظلم و بى بندو بارى) برگشت .
«زمانى كه منصور عباسى از مالك بن انس امام مذهب مالكى خواست كتاب «موطا» را بنويسد تا مردم را بر فقه او وادار نمايد، با او شرط كرد كه بايد در كتابت از على بن ابى طالب(ع) حديثى نقل ننمايى! و نيز (2) به او گفت: از «شواذ بن مسعود» و «شدائد بن عمر» و رخصتهاى «ابن عباس » اجتناب كن » به هر حال در اثر جريانهاى اشاره شده و (3) انزواى امامان: و شهادت، تبعيد و زندانى شدن آنها و مخالفت صد درصد خلفا با مطرح شدن اهل بيت(ع) سبب گرديد كه مساله مهدويت در ميان برادران اهل سنت به دست فراموشى سپرده شود و اين مقدار كه در كتابها نقل شده و محفوظ مانده از كرامات بلكه از معجزات است كه خداوند خواسته است حجت بر همه اهل اسلام تمام شود. امروز كه وضع زمان عوض شده اميد است دانشمندان اسلامى اين حقايق را ترويج كرده و وظيفه الهى خويش را در رابطه با اين حقيقت ادا نمايند.
یکی از نکات مهم و کاربردی در حوزة مباحث مهدویت و انتظار، بحث از ضرورت جهانیسازی اندیشة ظهور و بررسی بایستهها و راهکارهای تحقق این مهم است. امروزه ضرورت دارد که جهانیسازی و طرح بین المللی این تفکر و تبدیل شدن آن به مهمترین گفتمان جهانی، در دستور کار اندیشمندان اسلامی و شیعی و نهادهای دینی قرار گیرد، تا این ایده، به صورت یک جریان فکری زنده و مرتبط با حیات اجتماعی از سوی افکار عمومی مورد توجه قرار گیرد و آثار الهامبخش آن تدریجاً پدیدار شود.
امروزه شرایط جهانی بهگونهای است که خوشبختانه زمینههای این تأثیر گذاری تا حد زیادی مهیا است؛ زیرا بشر به طور فطری، میل شدید به وجود یک ایده نجات بخش را در درون خود احساس میکند؛ هرچند در بسیاری از موارد، این احساس، ناخودآگاه است. اگر چنین اندیشه نابی که برخاسته ازجانمایههای انسانی وفطری است، با روش منطقی وفرمول نظاممند و منطبق با فاکتورهای هویتی و آرمانی، بر خردها عرضه شود، بدون شک ازهمة پوستهها و مرزهای تصنعی، عبورخواهد کرد و انگیزههای نهادی و درونی بشرمعاصر را برخواهد انگیخت و یکباره همة توجهات و نگاهها را به سوی خود معطوف خواهد نمود.
امام زمان عليه السلام دو تا غيبت داشتند. اول غيبت صغري كه حدود 72 سال طول كشيد و بعد از آن غيبت كبري شروع شد كه تا به امروز نيز ادامه دارد. اما سوالي كه در اينجا مطرح هست عبارت است از نوع وجود امام زمان عليه السلام در غيبت. و به عبارت ديگر آيا معني غيبت امام زمان اين است كه او موجودي است نامرئي يا معنايي غير از اين دارد.
علت وجود اين شبهه درك نا صحيح از معناي غيبت و همچنين برخي ياوه گوياني است كه ادعاي ديدار امام زمان عليه السلام را دارند. كه حرفهاي دور از واقعيت آنها عده اي را به شبهه انداخته است. به عنوان مثال برخي از مدعيان ملاقات امام زمان بعد از ديدارشان عنوان ميكنند امام زمان در يك آن از جلوي چشمشان محو شد. و با اين حرفهاي بي اساس در ذهن خوانندگان و شنوندگان نفوذ كرده و از امام زمان عليه السلام يك موجود نامرئي درست ميكنند. ولي حقيقت امر غير از اين است. در هيچ يك از روايات حرفي از نامرئي بودن امام زمان به ميان نيامده است. تنها بحث غيبت مطرح بوده و غيبت به معني عدم حضور هست نه به معني نامرئي بودن. چنانچه اگر كسي سر كلاس حاضر نشود ميگويند فلاني غيبت كرده و آن بدان معني نيست كه آن شخص نامرئي شده است بلكه به معني آن است كه در جمع ما نيست.
واقعة والاي ظهور، با سخنان امام مهدي _ عليه السلام _ در بين ركن و مقام آغاز ميگردد. سيوطي از امام محمد باقر _ عليه السلام _ روايت كرده است: «مهدي شبهنگام در مكه ظهور كند؛ در حالي كه پرچم، پيراهن، شمشير، نشانهها، نور و بيان رسول خدا(ص) همراه اوست. چون نماز عشا را بخواند با صداي بلند ندا دهد...
اشاره:
سخن از «تاريخ پس از ظهور»، به همان اندازه كه جالب توجه، مهم و درسآموز است، به همان اندازه نيز پُرچالش و لبالب از نادانستههاست؛ زيرا تنها منبع آگاهي از آن، روايات اندكي است كه به گشودن روزنهاي محدود در برابر ديدگان ما بسنده كرده و تنها خطوطي كلي از كتاب سعادت آدمي را واسپس ظهور منجي كل _ عليه السلام _ ترسيم نموده است. اين روايات در مواردي، داراي مشكلات و كاستيهايي از قبيل: نمادين و رمزي بودن، كلّيگويي، وجود گسست در نقل زنجيرة حوادث و... ميباشد.
با همة اين اوصاف، در اين مقال برآنيم تا به شكلي فشرده و مجمل از «تاريخ پس از ظهور» بگوييم. آنچه در پي ميآيد گزارشي گذرا از كتابي تحت همين عنوان است. اين كتاب نسبتاً قطور، تأليف شهيد آيتالله سيد محمد صدر ميباشد كه ترجمة آن در سال 1384 به قلم راقم اين سطور، توسط مؤسسة فرهنگي موعود چاپ و منتشر گرديده است.
اين كتاب در سه بخش، با اين عناوين سامان يافته است: 1. نشانهها و مقدمات ظهور، 2. حوادث دوران ظهور و برپايي دولت جهاني امام مهدي _ عليه السلام _ تا وفات (شهادت) آن حضرت، 3. جهان پس از امام مهدي _ عليه السلام _.
در اينجا به رئوس مهمترين مطالب بخشهاي دوم و سوم خواهيم پرداخت.
در قرآن آيات زيادي وجود دارد كه به ائمه عليهم السلام يا ولايت آنها اشاره دارد از جمله آيه تطهير يا آيه اكمال دين. و در قرآن به هيچ وجه به طور صريح از ائمه عليهم السلام و ولايت آنها نام برده نشده است ولي با دقت در آيات مصداق آنها كه ائمه معصومين عليهم السلام مي باشند كاملا هويداست. از جمله آيه ولايت كه خداوند مي فرمايد: ولي شما كسي است كه در حال ركوع زكات ميدهد. اين آيه هر چند كه به طور صريح از حضرت علي عليه السلام نام نبرده است ولي با توجه به اينكه تا آن زمان فقط حضرت علي عليه السلام چنين كاري را انجام داده بودند و بين مسلمين اين كار علي عليه السلام مشهور بود بنابراين به محض نزول آيه مسلمين دقيقا فهميدند مراد خدا چه كسي است؟ حكمت خدا و مصلحت او (شايد به جهت آزمايش مومنين) اقتضا ميكند كه به طور صريح برخي چيزها را عنوان نكند بلكه قرائني قرار دهد تا خود مومنين مصداق آن را پيدا كنند.
با اين مقدمه عنوان مي كنيم آيات زيادي در مورد امام مهدي عليه السلام در قرآن وجود دارد كه برخي به صفات او اشاره دارند و برخي به حوادث قبل از ظهور و برخي به حكومت او. كه محققين امر بيش از 200 آيه در اين مورد كشف كرده اند (از طريق روايات كشف كرده اند) ولي ما در اين مختصر فقط به چند آيه اشاره كرده و ترجمه ميكنيم تا زمينه اي باشد براي تحقيق دوستان
آیات را در ادامه مطلب ببینید
سخنرانى حضرت آيتاللَّه ناصرى
يكى از آياتى كه به وجود مقدس آقا امام زمان تأويل شده آيه 5 سورى اسرى است در اين آيه مىفرمايد:
«فإذا جاء وعد أوليهما بعثنا عليكم عباداً لنا أولى باس شديد فجاسوا خلال الديار و كان وعداً مفعولاً».
اين آيه درباره سركوبى يهود بعد از زمان «يوشع بن نون» است. يوشع وصى حضرت موسى بود. بعد از حضرت موسى، سقيب، اوامر و نواهى و احكامى را كه حضرت موسى آورده بود در بين مردم نگهدارى مىكرد و نشر احكام مىداد. بعد از فوت ايشان، يهود شديداً طغيان كردند و جنگى بين جالوت و طالوت درگرفت كه به كمك حضرت داود، طالوت بر جالوت غلبه كرد. نتيجتاً يهود بر عامه مردم غلبه پيدا كردند و شروع به طغيان، قتل، ضرب و شتم و غارت آنها نمودند؛ حتى شروع به مخالفت با انبيا و كشتن آنها كردند. در بعضى از تواريخ آمده است كه آنها از اول اذان صبح تا اول آفتاب هفتاد پيامبر را كشتند تا اينكه خداوند نصرتى به انبيا داد و در مدت كوتاهى طبق اين آيه شريفه يك عده از انبيا را تقويت كرد و فرستاد بر سر يهود و آنها در مدت كوتاهى يك ميليون و يكصد هزار نفر را از يهود كشتند تا قدرى استقرار پيدا كردند.
عدالت مهدوي درقرآن
بسم اللـه الرحمن الرحيم
در خدمت حضرت آيتاللـه معرفت هستيم . اميدواريم بتوانيم از بيانات گرانقدر اين دانشمند گرامي بهره ببريم.
با توجه به اين كه شما از معدود عالماني هستيد كه در كنار فقه و اصول و درسهاي متداول حوزه ، عمر خويش را در تفسير و علوم قرآني گذراندهايد. بنابراين، خواهشمند است بفرماييد عدالت در قرآن چه مفهومي دارد؟ فرق آن با قسط چيست؟ ابعاد عدالت را نيز تبيين فرماييد.
زندگی سرخ، انتظار سبز
نگارنده: احد نقی پور
چيزي كه مسلمانان بالاخص شيعه را عامل قوت است، و موجب ترس دشمنان و دميده شدن روح حركت و اميد در بين مسلمين ميباشد نگاه سرخي است كه مسلمانان به شهادت دارند و نگاه سبزي است كه در انتظار مهدي موعود جلوهگر ميشود.
در واقع اين دو عامل دشمنان اسلام را به زانو درآورده چون روح شهادت و استقامت و روح ستيزهگري با باطل را در مسلمانان تقويت كرده و آنان را در مقابل دشمنان مقاوم ميسازد به طوري كه هر چقدر اين عامل تقويت شود شكست دشمنان حتمي ميشود. و از طرف ديگر نگاه سبزي است كه مسلمانان بالاخص تشيع به ظهور دارند. در هر جنگي، پيروزي و شكست ظاهري يكي از دو سرانجام است. اما تنها عاملي كه باعث ميشود شكست ظاهري در جبهه باطل روح ياس و نااميدي را در كالبد جان آنان ندمد همين نگاه سبزي است كه به ظهور دارند. و به آنها اميد پيروزي را ميدهد و از شكست ظاهري خود به شكست باطني نميرسند.
|
بصیرت در عصر غیبت
|



![[املاك ايران]](http://www.myup.ir/images/5azg6gj0dgtwubwauxe.jpg)
![[نمودار قيمت سكه]](http://www.payamsara.com/facebn/ps/120_60_coin2.gif)





