يكي از ويژگيهاي انسان، شناخت و معرفت است كه او را از حيوانات متمايز ميكند و بواسطه آن حركت ميكند. عنصر بصيرت كه حاصل شناخت و تفكر است از مهمترين صفات و شرايط براي حضور در عرصههاي سياسي و اجتماعي است و سعادت انسان و جامعه در گرو بصيرت و خردمندي است تا در حوادث و پيچيدگيهاي زندگي اجتماعي و سياسي گم نشود و فريب نخورد. آگاهی و بصيرت در سرنوشت انسان تأثيرات فراواني دارد. فعال سياسي به سه نوع شناخت براي حضور در عرصههاي سياسي و اجتماعي نيازمند است كه عبارتند از: حق شناسي؛ باطل شناسي؛ و راه شناسي. قرآن كريم به هر سه نوع شناخت و بصيرت اشاره كرده است.

اي آنکه در نگاهت حجمي ز نور داري
کي از مسير کوچه قصد عبور داري؟
چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابي
اي آنکه در حجابت درياي نور داري
من غرق در گناهم، کي مي کني نگاهم؟
برعکس چشمهايم چشمي صبور داري
از پرده ها برون شد، سوز نهاني ما
کوک است ساز دلها، کي ميل شور داري؟
در خواب ديده بودم، يک شب فروغ رويت
کي در سراي چشمم، قصد ظهور داري؟

در سنن ابوداوود آمده است كه او در اخلاق به پيامبر همانند است ولى در صفات جسمى و بدنى به پيامبر شباهت ندارد. اما نعمانى در غيبت از اميرمؤمنان (ع) روايت كرده است كه فرمود : او (مهدى) در خلق و در خلق شبيه پيامبر شماست. بر گونه راستش خالى است كه گويى ستاره فروزانى است... در روايت ديگر آمده است كه گويى چهرهاش ستاره درخشانى است و در گونه راستش خال سياهى است. در روايتى ديگر آمده است: دندانهاى پيشينش با يكديگر فاصله دارند و موى دو طرف پيشانى او رفته است. و از اميرمؤمنان (ع) درباره ويژگىهاى ظاهرى آن حضرت روايت شده است كه فرمود: او جوان و ميانه بالاست خوشرو و خوش موى است و مردى است بلند پيشانى، درخشندگى چهرهاش بر سياهى موهاى صورت و سرش غلبه دارد. دو طرف موهايش رفته است. بينى عقابى و شكمى بزرگ دارد. بر ران راستش خال است و ميان دندانهاى پيشينش فاصله وجود دارد.
از امام باقر (ع) روايت شده است كه فرمود: او شخصى است سرخ و سفيد با چشمانى گود و فرو رفته و ابروانى برجسته و پرپشت و شانهاى پهن و بر سرش حزاز (1) و بر چهرهاش نشانهاى است.
در اسعاف الراغبين نوشته صبان مصرى آمده است كه مهدى جوانى است سيه چشم و كشيده ابرو و خميده بينى (بينى عقابى) با ريشى انبوه و پرپشت كه بر گونه و دست راستش خال دارد. در فصول المهمة نيز گفته شده است كه رنگ چهره آن حضرت بين گندمى و سپيدى است. بعدا خواهد آمد كه چون آن حضرت ظهور كند سالخورده اما جوان چهره است به طورى كه بيننده گمان مىكند وى چهل سال يا كمتر از آن دارد.
منبع: مهدیه تهران
سؤال:
امام در غيبت كبرى چه مسؤوليت هائى را بر عهده دارند؟ و به چه كارها و اعمالى اشتغال دارند؟ و اين عمر طولانى را در چه شغل و عملى مى گذرانند؟ و در برابر جوامع و افراد و شيعيان، چه برنامه اى را اجرا مى نمايند؟
جواب:
در غيبت كبرى كارها و مشاغل و مسؤوليت هاى امام بسيار حسّاس و مهم است و اگر چه تصرف و بسط يد و حكومت ظاهرى بر اوضاع ندارند و رتق و فتق امور را ديگران در اختيار گرفته و نظام حكم و اداره را به خود اختصاص داده و بندگان خدا را استضعاف و استعباد مى كنند، مع ذلك امام ناظر بر اوضاع مى باشند و عنايت هائى دارند و تصرفاتى مى نمايند.
و بالجمله شؤون امامت و رهبرى و زعامت را در حدود امكان متصدى شده و وظايف خود را به نحو احسن و اكمل انجام مى دهند; خلاصه، عمر طولانى ايشان در اطاعت خدا مى گذرد، هم تكاليف فردى خويش را انجام مى دهند و هم بر حسب حكايات متواتر، تكاليف اجتماعى را، آنچه مقتضى و مصلحت باشد، انجام مى دهند; مانند هدايت اشخاص، يارى دادن مؤمنين بر مخالفين در بحث و احتجاج، حل مسائل مشكل، نصيحت و موعظه افراد، شفاى امراض، هدايت گم شدگان و رساندن آنها به مقصد، تعليم ادعيه، كمك مالى به نيازمندان، فريادرسى گرفتاران و درماندگان و زندانيان، يارى بيچارگان، كه بيشتر اين اعمال در ضمن ظهور معجزات، از آن حضرت صادر شده است.

جو حاكم در دوران حكومتهاى بنى اميه و بنى عباس و نظير آنها سبب گرديد كه بسيارى از حقايق اسلامى به دست فراموشى سپرده شود و در ميان مسلمانان ترويج نشود و در مقابل بسيارى از چيزها كه در مسير سياست آنها قرار مى گرفت به وجود آمد و تبليغ شد. نظير مساله جبر، خلق قرآن و امثال آنها.
جلال الدين عبدالرحمان سيوطى (1) در حالات «يزيدبن عبدالملك بن مروان » كه بعد از «عمر بن عبدالعزيز» به حكومت رسيد مى نويسد:
او چون خلافت را به دست گرفت، گفت: مانند عمربن عبدالعزيز رفتار كنيد، اطرافيان او چهل نفر شيخ (عالم دربارى) را پيش او حاضر كردند و همه آنها شهادت دادند كه بر خلفا حساب و عذابى نيست! و او بعد از چهل روز از خلافتش (از عدالت و تقوا به ظلم و بى بندو بارى) برگشت .
«زمانى كه منصور عباسى از مالك بن انس امام مذهب مالكى خواست كتاب «موطا» را بنويسد تا مردم را بر فقه او وادار نمايد، با او شرط كرد كه بايد در كتابت از على بن ابى طالب(ع) حديثى نقل ننمايى! و نيز (2) به او گفت: از «شواذ بن مسعود» و «شدائد بن عمر» و رخصتهاى «ابن عباس » اجتناب كن » به هر حال در اثر جريانهاى اشاره شده و (3) انزواى امامان: و شهادت، تبعيد و زندانى شدن آنها و مخالفت صد درصد خلفا با مطرح شدن اهل بيت(ع) سبب گرديد كه مساله مهدويت در ميان برادران اهل سنت به دست فراموشى سپرده شود و اين مقدار كه در كتابها نقل شده و محفوظ مانده از كرامات بلكه از معجزات است كه خداوند خواسته است حجت بر همه اهل اسلام تمام شود. امروز كه وضع زمان عوض شده اميد است دانشمندان اسلامى اين حقايق را ترويج كرده و وظيفه الهى خويش را در رابطه با اين حقيقت ادا نمايند.
|
بصیرت در عصر غیبت
|




![[املاك ايران]](http://www.myup.ir/images/5azg6gj0dgtwubwauxe.jpg)
![[نمودار قيمت سكه]](http://www.payamsara.com/facebn/ps/120_60_coin2.gif)





